ما را در سایت غزل جوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13
یااباعبدالله؛
به چای روضه ات آقا قسم گرفتارم
منی که بین مجالس همیشه پاکارام
من این لباس عزا...این حسین گفتن را
ز سفره های اباالفضل مادرم دارم
به دانه دانه برنج غذای نذری تو
تمام سال سر سفره ام بدهکارم
گناه کارم و پستم ولی امام حسین
به بچه های محل گفته ام تو را دارم
بگیر دست مرا تا "رسول ترک" شوم
خدا کند بنویسی که کلب دربارم
نیمانجاری
ما را در سایت غزل جوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13
یااباعبدالله ؛
میخواستند که خسته و رنجه شوی حسین
گیسو بلند مکدّر پنجه شوی حسین
مقتل نوشت؛ دیر تو را کشته اند چون
اول قرار بوده شکنجه شوی حسین
نیمانجاری
ما را در سایت غزل جوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 15
ما را در سایت غزل جوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 85
السلام علیک یا اباعبدالله خواهر فدایت پیکرت را پخش کردند هر جا که میدیدم پرت را پخش کردند با مشتشان ریش سفیدت را گرفتند با پنجه ها موی سرت را پخش کردند خواهر بمیرد ای کسی که بین گودال با چکمه ها دور و برت را پخش کردند هی بند بند اکبرت را جمع کردم اما دوباره اکبرت را پخش کردند نگذاشتند عباس را بینم شنیدم در علقمه آب آورت را پخش کردند اصلا نمیگویم که در پیش ربابت قنداقه های اصغرت را پخش کردند بیرون خیمه بقچه هامان بود اما خلخال های دخترت را پخش کردند دیدم غزل جوان...
ما را در سایت غزل جوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 49