درب خانه شکست و بعد از آن
با پسر میزدند مادر را
ده نفر میزدند محسن را
چل نفر میزدند مادر را *
چوب خشکها برای آتش و با
چوب تر میزدند مادر را
چند مرد قوی جنگیِ
بی پدر میزدند مادر را
عده ای هم برای سرگرمی
هی ضرر میزدند مادر را
از سَرِ درد بیشتر ، جمعی
با سپر میزدند مادر را
پیرمردهای قلعه ی خیبر
هم اگر میزدند مادر را ؛
با لگد نه با ته چکمه
بیشتر میزدند مادر را
پیش رو میزدند بابا را
پشت سر میزدند مادر را
پیش چشمان خون گرفته ی ما
آن قَدَر میزدند مادر را
مهره هایش یکی یکی وا شد
چل نفر میزدند مادر را
#نیما_نجاری
*چهل را عامیانه تلفظ کنید
غزل جوان...ما را در سایت غزل جوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84