گودال قتلگاه

خرید بک لینک
قَالَ الرَّاوِی ؛
فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ ع عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ ...


یک نقطه ی سالم بر این پیکر ندارد
گنجایش این نیزه را دیگر ندارد
جسمی ته گودال هست و سر ندارد
انگشتهایش رفته...انگشتر ندارد

جای سم یک اسب در جانش فرو رفت
یک تیر در گودی چشمانش فرو رفت
آیات ناطق توی قرآنش فرو رفت
با پشت نیزه کل دندانش فرو رفت

لشگر هجوم آورد و صحرا جابجا شد
زیر لگد ها طرز اعضا جابجا شد
از بس که زیر دست و پاها جابجا شد
ترکیب ابرو های آقا جابجا شد

قربان آن دستی که از بازو شکسته
از شدت ضربه دو تا زانو شکسته
دندان و لبها...گوشه ی ابرو شکسته
آمد به گودی مادر پهلو شکسته

در آن میان یک نانجیبی بی هوا زد
چرخاند جسمش را و خنجر از قفا زد
زینب صدا زد...مادرش زهرا صدا زد
هی در سراشیبی گودی دست و پا زد

یک نقطه ی سالم بر این پیکر ندارد
گنجایش این نیزه را دیگر ندارد
جسمی ته گودال هست و سر ندارد
انگشتهایش رفته...انگشتر ندارد
نیمانجاری

غزل جوان...

ما را در سایت غزل جوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 3:36

صفحه بندی